لبّيك يا حُسين(ع)!
بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليكَ يا اباعبدالله(ع).. السلام عليك يا عَلي بن موسي الرضاالمُرتضي(ع)..
اي كربلا ! اي سرزمين سراسر عشق!
از تو ميپرسم كه آيا به راستي حُسين(ع) تشنه ي آب بود؟؟
خوشا به سعادتت كه حُسين((ع)) بر ديدگان خاكت قدم نهاد..
چه سعادتي ! خدايا خاك چشمان گنه كار ما را هم كربلايي كن..
امام عزيزم! چه عاشقانه نغمه ي اللهُ اكبر سرودي كه هنوز آواي نغمه ات در دنياي بزرگ دلهاي
كوچك پيچيده است...
تو آسماني بودي، به همين خاطر نگذاشتند بر زمين مهمان باشي...!!!!!!!
اي زيباترين معناي عشق و هستي! دعايم كن..
استاد عزيز، دكتر شريعتي چنين گويد: حُسين(ع) بيشتر از آب، تشنه ي" لبّيك" بود...
لبّيكي به وسعت يگانگي خداوند رحيم! به نداي پرستوي عاشق...................
گويي موسِم بهار عشق،بهار ايثار، نزديك و زمان كوچ فرا رسيده بود.
حُسين(ع) جان! ۷۲ پرستو با تو به آسمان سفر كردند ؛ امّا زمين پرهاي خونين شان را به
يادگار نگاه داشته
يادگاري به قدرعُمق و عُمر زمان!
كاش دگر پرستو ها هم ميدانستند كه دو بال برايِ پرواز دارند...
دشمنان جسم مُبارك بي سرت را بر زمين نظاره ميكردند؛
امّا دُختر علي(ع) افكار الهي ات را مينگريست كه چگونه با زبان قطرات سُرخ خونت به ميدان
سُخن آمده اند... بدون شمشير!
كه تاريخ تا به ابد محو اين سخنراني و اين ميدان گشت...!
به همين خاطر بود كه خواهرتان فرمود: " جز زيبايي چيزي نميبينم" ! ! !
كربلا گويد:
افكار حُسين(ع) همان زخمهاي حُسين(ع) و زخم هاي حُسين(ع)، همان افكار حُسين(ع) است.
پس حُسين(ع) تشنه لب آب حيات نه! آب فرات نه! كه قطرات باران لبّيك بود...
و آناني كه معناي پرواز را ميدانستند لبّيكش گفتند!
و تا آخرالزمان هركه معناي پرواز را در كلاس درس عاشوراي حُسين(ع)، پاي تخته ي كربلا
آموخت بي شك لبّيك خواهد گفت...
به اُمّيد پرواز با حُسين زمانمان*عج*.
الهي آمين.
مجنون! ميخواهم از تو بنويسم..
سلام بر جزيره خدا.. سلام بر تو كه خون پاك ترينهاي عالم حاضر« بر تو» فرود آمد...
غُربت با خاكت عجين گشته امّا روح اخلاص نيز.

اي عزيز همّتها!! اي سرزمين نور خدا!
تا به حال تو را نديده ام اما گويي نامت برايم آشناي هزاران ناآشناست...
نميدانم چه سرّي ست كه هرگاه نامت را ميشنوم حال عجيبي حاكم بر وجود گنه كارم ميگردد؟؟!
روزگاري شيراني به وسعت پهناورت غُرّيدند.. چه شيرمردان با تقوايي..
به هنگام جهاد اصغر، چون شير و به هنگام جهاد اكبرشان، چون فروتن ترينهاي عالم امكان!
همان هايي كه سجده هاي نماز شبشان گونه هاي گُلگون خاك تو را نوازش ميداد..
اكنون سالها ميگذرد.. اما اين شيرمردان نامشان هم چنان زنده است.. به تازگي و به طراوت باران..
و زنده خواهد ماند!!!
هرچند دشمنان را خوش نباشد..!...
خدايا! از شُهداء قلم زدن ملاك نيست..
ملاك، پلاك عمل ماست..
اين پلاك را پلاك افتخار مولايمان مهدي*عج* قرار ده..
آمين.
بسم رب الشُهداءوالصديقين
گشته..
نام و خاطر و يادت آرامش بخش دلهاست..
خدايا! دستان ناتوانم را به تو ميسپارم..
خود، نگه دارم بمان..
آمين.

برگي از شجره ي نورانيان..
جهان معركه ي امتحان است!
شهيد مُرتضي آويني.
برای از تو ســــرودن؛